سفارش تبلیغ
صبا
منتظران ظهور مهدی (عج):(Adventist mahdi(aj
این وبلاگ جهت ترویج مهدویت ،آگاهی وروشن سازی همه ی مسلمانان جهت رسیدن به کمال معنوی در راستای ظهور امام زمان (عج) تشکیل شده است .اللّهم عجل لولیک الفرج

از بعثت نبوی تا ظهور مهدوی shia muslim                   

دو واقعه بزرگ، به عنوان نقطه عطف سرنوشت بشریت، عنوان شده‎است: بعثت پیامبر آخرالزمان و ظهور منجی آخرالزمان

 

 
تورق در کتب پیشینیان و بررسی پیش‎گویی‎هایی موجود در کتاب مقدس، این مهم را نشان می‎دهد که دو واقعه بزرگ، به عنوان نقطه عطف سرنوشت بشریت، عنوان شده‎است و با مضامین و عبارات مختلف، به پیش‎گویی در مورد آن‎ها پرداخته‎شده‎است. یکی از این دو واقعه بعثت پیامبر آخرالزمان و دیگری ظهور منجی آخرالزمان و رسیدن تاریخ بشر به مدینه فاضله الهی است.
پیش‎گویی این دو واقعه ما را برآن داشت تا پس از بررسی‎های در میان روایات دینی شباهت‎های عجیب و فراوانی ویژگی‎های بعثت و ظهور از لحاظ بستر اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی بیابیم.
این نوشتار کوتاه در نظر دارد به صورت اجمالی به بررسی برخی از این شباهت‎ها و تفاوت‎ها بپردازد.
شباهت
•    شاید بتوان وجود جاهلیت در عرصه اجتماعی را اولین و مهم‎ترین شباهت میان عصر بعثت و عصر منتهی به ظهور دانست. یعنی پیش از ظهور مانند عصر بعثت جاهلیتی عمیق اما این بار مدرن سراسر جهان را فراخواهد گرفت و تنها منجی الهی می‎تواند به آن پایان دهد.
•    شباهبت دیگر، بحث غربت اسلام است؛ چنانکه در حدیثی پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اسلام آغازش با غربت بود و باز غریب خواهد شد و خوش به حال کسانی که غریب اند.»(1)
در تفسیر این حدیث که باز اسلام به غربت باز خواهد گشت، گفته می‎شود این ناظر به دوران قبل از ظهور و در آستانه ظهور است، یعنی همان‎طور که در فضای غریبانه و شرک آلود عربستان، پیامبر (ص) برانگیخته شده و اسلام را با سختی‎های بسیار توسعه و ترویج دادند، اسلام دوباره به دلیل انحرافات و اینکه امت به بیانات قرآن و سنت عمل نمی‎کنند، غریب و ضعیف می‎شود و در عصر آمدن امام عصر (عج)، اسلام در یک ضعف و غربت قرار می‎گیرد.
بایدگفت منظور از غربت این است که کسانی که تبلیغ اسلام راستین را می‎کنند در اقلیت قرار می‎گیرند و علی‎رغم تلاش‎های فراوان غریب هستند، همانطور که در دوران کنونی کسانی که خود را خادم حرمین شریفین می‎دانند سررشته تمام خونریزی‎ها در منطقه و حتی جهان هستند.
•    بعثت و ظهور را باید دو انقلاب بزرگ اسلامی  دانست که برای احیاگری توحید به وقوع پیوسته و می پیوندد. بنابراین باید گفت پیامبر فردی از بین مردم بود که جامعه خود محور را خدامحور کرد که این موضوع در زمان ظهور امام زمان (عج) محقق می‌شود.
•    هدف بعثت رسول خدا (ص) این بود که فکر و اندیشه مردم، قرآنی شود و در حقیقت زیبایی ظهور این است که مردم بر اساس قرآن می‌اندیشند یعنی یقین پیدا می‌کنند عزت به دست خداست.
•    در زمینه چگونگی حکومت، باید گفت مطابق با روایات اسلامی امام مهدی (عج) سیره و سنت پیامبر (ص) را احیا می‎کنند یعنی امام عصر (عج) در وقت ظهور هر آنچه از قرآن و سنت نبوی فراموش شده و به حاشیه رفته است را زنده و عملی می‎کنند؛ بنابراین، از نظر نوع و اصول حکومت شبیه حکومت نبوی است؛ به عبارت بهتر همان طور که مردم در جنگ‎ها شرکت کرده و حکومت را حفظ می‎کردند در عصر ظهور این مردم اند که باید به میدان بیایند و طبق قانون کلی قرآن که تصریح می کند: «مردم باید برای عدالت به پا خیزند»، در حکومت جهانی حضرت حجت (عج) این مردم اند که باید قسط را اقامه کنند.
از این رو و بنابر روایات، مردم در عصر ظهور نقش مهمی دارند و باید امام عصر (عج) را یاری کنند، و این یکی از مهم‎ترین شباهت‎های حکومت نبوی و مهدوی است.
•    بررسی احادیث نشان از این دارد که  دوران قبل از بعثت پیامبر (ص) کسانی که مژده ظهور پیامبر آخرالزمان را می‎دادند با تمسخر از سوی افراد غیرمطلع و نادان مواجه می‎شدند اما دیری نگذشت که حقیقت این بشارت به وقوع پیوست و انکارکنندگان را روسیاه کرد!
در موضوع ظهور حضرت حجت (عج) نیز آمده‎است که مژده دهندگان و مبشران ظهور امام مهدی (عج) توسط گروه ظالمین مورد تمسخر قرار می‎گیرند. بنابراین این مژده دادن و انکار حضرت (ع) نیز به عنوان شباهت عصر بعثت و عصر ظهور مطرح است.
•    بهره‌مندی مستضعفان از جمله برکات مبعث نورانی پیامبر اکرم (ص) بوده که در ظهور امام زمان (عج) این موضوع تحقق پیدا می‌کند و همان‎گونه که به صراحت در قرآن آمده‎است، مستضعفان وارثان زمین خواهند شد.
•    هجرت عده ای از یهودیان از بیت المقدس به اطراف یثرب (مدینه کنونی) در سال‎های قبل از بعثت حضرت محمد با هدف تاثیرگذاری بر چگونگی اداره حکومت آخرالزمان و حتی کارشکنی در آن، از شباهت‎های عجیب میان عصر بعثت و آخرالزمان منتهی به ظهور است.
بدین معنا که صاحب‎نظران بر این اعتقادند که اصلی‎ترین نگاه در تشکیل یک حکومت یهودی در منطقه خاورمیانه نگاه آخرالزمانی و با هدف باطل کارشکنی و دشمنی با  منجی موعود بوده‎است.
 تفاوت
•    در ارتباط با فرق اصلی میان بعثت پیامبر (ص) و ظهور امام مهدی (عج) باید گفت بعثت پیامبر (ص) به زمینه سازی نیاز نداشت و خداوند ایشان را بدون یاور مبعوث کرد و ایشان بتدریج و یک تن یک تن، یارانی را جمع کردند و بعد از 13 سال در مدینه حکومت تشکیل دادند اما در ارتباط با امام عصر (عج) این مردم هستند که باید زمینه ساز بوده و فرامین ایشان را انجام داده و یارانی را پرورش دهند؛ از این رو، نمی توان گفت ظهور همچون بعثت است که حضرت مهدی (عج) یار جمع کنند و بعد حکومت تشکیل دهند.
•    از این رو در روایات است که اگر یاران حضرت (عج) کامل شوند ایشان ظهور می‎کنند، بنابراین برای ظهور امام عصر (عج)، مردم باید قدم پیش بگذارند و آمادگی خود را به اثبات برسانند.
•    تفاوت دیگر، مربوط به موضوع پذیرش عمومی است یعنی در بعث انبیاء بحث پذیرش عمومی و اینکه مردم باید آماده پذیرش باشند به عنوان شرط نبوت لحاظ نشده از این رو، خداوند رسولان را در جامعه ای کاملا ظالم و غافل مبعوث می‎کرد تا پیامبران کم کم با تبلیغ، هم یاران را جمع و هم فضای جامعه را آماده کنند اما در رابطه با ظهور امام زمان (عج) اینطور نیست یعنی باید هر دوی این موارد را مردم ایجاد کنند یعنی هم تربیت یاران و هم زمینه سازی برای پذیرش و این تفاوت بعثت با ظهور است. آنچنان که در روایات است که مردم حکومت را برای حاکمیت ایشان آماده کنند تا حضرت (عج) بیایند و گام های اصلی را بردارند و ایشان در شرایطی ظهور می کنند که اکثریت جامعه مهیای پذیرش این ظهور و حکومت جهانی ایشان باشند آنهم مشتاقانه و با عطش.


امیداست خداوند ما را زمینه‎سازان خیر ظهور قرار دهد(ان شاءالله)




فهرست منابع:
1)    شیخ صدوق/ کمال الدین




      

زیارت آل یاسین تمرینی برای امام خواهی shia muslim                   

یکی از علت‌های طولانی شدن غیبت امام عصر(علیه السلام) از خودخواهی انسان هاست، تا زمانی که منیت و خودخواهی به جای خداخواهی باشد، همین است. این درحالی است که شرط ظهور حضرت ولی عصر(علیه السلام) این است که ما خود را تغییر دهیم و خودخواهی را از خود دور کنیم، امام نقصی ندارد بلکه ما باید شرایط را عوض کنیم.

 

 
   
 درحالی که باید بر روی این مساله کار کنیم و به درد نبود حضرت برسیم و توجه داشته باشیم، تا وقتی که دست تقاضا و تشنگی به سوی حضرت دراز نشد، امام ظهور نمی کند. دلائل تاخیر در فرج امام زمان(علیه السلام) همان دلائلی است که منجر به شهادت امام حسین(علیه السلام) و اصحاب و یارانش گردید و آن چیزی نیست جز اینکه ما اولویت ائمه را بطور مقطعی در زندگی خود قبول داشته و پیاده می کنیم و این اولویت و ولایت در تمام شئون زندگی ما دیده نمی شود.
حجت الاسلام مسعود عالی در سخنانی با این موضوع پاسخ می دهد:
یکی از علت های طولانی شدن غیبت امام عصر(علیه السلام) از خودخواهی انسان هاست، تا زمانی که منیت و خودخواهی به جای خداخواهی باشد، همین است. این درحالی است که شرط ظهور حضرت ولی عصر(علیه السلام) این است که ما خود را تغییر دهیم و خودخواهی را از خود دور کنیم، امام نقصی ندارد بلکه ما باید شرایط را عوض کنیم.
سه شرط اصلی برای ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) ذکر شده است؛ شرط اول اینکه ما تشنه و خواهان حضرت باشیم و غافل و بی درد نباشیم، شرط دوم این است که حالا که خواهان او شدیم او را برای خود و اهداف کوچک خود نخواهیم. بلکه او را برای اهداف بلند او بخواهیم فداکارانه نه خودخواهانه و شرط سوم که نتیجه دو شرط دیگر است این است که اگر کسی خواهان حضرت باشد فداکارانه و صمیمانه و صادفانه خود را برای امام بخواهد عملا در راستای اهداف حضرت تا جایی که می تواند زحمت می کشد بنابراین تا جایی که از دستتان بر می آید زمینه ظهور حضرت را فراهم کنید.
در بسیاری از مواقع دوست داریم امام زمان(علیه السلام) ظهور کند اما از نبود و نیامدنش هم دردمان نمی آید، چون عادت کردیم به غیبت و نبودن امام، وقتی از حضرت صحبت می کنیم، مانند داستان، افسانه و اسطوره با این مساله برخورد می کنیم، یعنی به عنوان یک واقعیت ملموس که حضرت در حبس است، به آن نگاه نمی کنیم.
درحالی که باید بر روی این مساله کار کنیم و به درد نبود حضرت برسیم و توجه داشته باشیم، تا وقتی که دست تقاضا و تشنگی به سوی حضرت دراز نشد، امام ظهور نمی کند.
همچنین باید خواهان حضرت شویم و امام را خودخواهانه برای خود نخواهیم، این درحالی است که انسان خیلی خودخواه است گاهی دین خدا و ائمه را هم برای خودش می خواهد، امام علی(علیه السلام) در نهج البلاغه به اصحاب پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمودند: من شما را برای خدا می خواهم، اما شما من را برای خودتان می خواهید اگر با میل شما رفتار نکنم با من نیستید. این سخن نشان می دهد که بسیاری از مردم امام را برای خودشان می خواهند.
 
بسیاری از ما حضرت را برای رفاه و راحتی خود می خواهیم بنابراین اگر امام را خوادخواهانه برای خود بخواهیم دیگر امام خواهی نیست. شب اول قبر سوال می کنند که امامت چه کسی بود، این سوال خیلی ساده است پس چرا بعضی ها نمی توانند جواب دهند، این سوالات خیلی هم سخت است چون این سوالات را از روح و جان انسان می پرسند.
 
این سوالات نشان می دهد که حقیقت روح و جان انسان در دنیا چه کسی بوده است و تحت تربیت چه کسی بوده، کسی می تواند به این سوالات جواب دهد که در دنیا امام را برای خودش نخواسته چون اگر که اگر اینطور نباشد آنجا می گوید امام من نفسم بوده است.
 

باید برای این مساله تمرین کنیم، یکی از تمرین ها برای بیرون آمدن از خودخواهی خواندن زیارت آل یاسین است، به این معنی که حق همان است که شما دوست دارید و باطل آن است که شما دوست ندارید، دوست داشتن و نداشتن امام مهم است نه خودمان، اگر این معیار را در زندگی پیاده کنیم آنوقت می توانیم بگوییم منتظر واقعی امام هستیم.



 وحال نگرشی به زیارت آل یاسین
سلام علی آل یس
 
درود بر آل یاسین
زیارت آل یاسین، یکی از زیارتهای مشهور حضرت صاحب الامر، علیه السلام، است. راوی و ناقل این زیارت جناب ابو جعفر محمد بن عبدالله بن جعفر بن الحسین بن مالک جامع الحمیری القمی است که همه علمای رجال و بزرگان راوی شناس از او به بزرگی و قداست یاد کرده اند. او صاحب کتابهای متعددی بود که ظاهراً چیزی از آنها در دست نیست و چون در اواخر دوران غیبت صغری می زیسته مکاتبات بسیاری با ناحیه مقدسه حضرت صاحب الامر، علیه السلام، داشته و به افتخار جواب نائل آمده است. توقیعات متعددی به وسیله او نقل شده است که جمله آنها توقیعی است که متضمن زیارت شریف آل یاسین است.
 
چرا بر خاندان پیامبر درود می فرستیم؟
این سلام نخست از لطافت و ادب خاصی برخوردار است; زیرا گر چه این زیارت شریفه زیارت امام زمان، علیه السلام، است و همه سلام های بعدی به آن وجود مقدس اختصاص دارد; در اولین گام، سلام است بر همه این خاندان و درود ست بر تمامی این دودمان.
گویا چنین گفته اند که: تو که زائری و می خواهی مرا زیارت کنی، تو که مایلی بر من سلام و درود داشته باشی، ادب اقتضا می کند که اول به همه خاندان من، آباء گرامی و اجداد طاهرین من سلام کنی و درود بر آنها را، حتی بر سلام خاص من مقدم داری. آنان پدران و اجداد من هستند و از هر جهت احترام و اکرامشان لازم می باشد .
ظاهراً سلام بر خاندان رسالت، علیهم السلام، به عنوان «آل یس » از دو آیه شریفه قرآن استفاده شده است; یکی نخستین آیه سوره مبارکه یس است. در روایات رسیده است کلمه «یس »، اولین آیه این سوره نام حضرت ختمی مرتبت است که به نقل یک حدیث در این جهت بسنده می کنیم.
عن سفیان بن سعید الثوری عن الصادق، علیه السلام، قال له: یا ابن رسول الله، ما معنی قول الله عز و جل «یس»؟ قال: اسم من اسماء النبی و معناه یا ایها السامع الوحی. 1
سفیان ثوری به حضرت صادق، علیه السلام، عرضه داشت: ای پسر رسول خدا، معنای کلام پروردگار عز و جل «یس» چیست؟ فرمود: نامی است از نام های پیامبر و معنایش، ای شنونده وحی است.
احادیث بسیاری در تأیید این که مراد در این آیه سلام بر اهل بیت پیامبر خاتم، صلی الله علیه وآله، است، رسیده است که به عنوان نمونه یکی از آنها را بیان می کنیم ؛
حضرت صادق علیه السلام، از امیرالمؤمنین علیه السلام، نقل فرموده است که درباره آیه شریفه «سلام علی آل یس »، فرمود: «یس محمد و نحن آل یس؛ یس محمد است و ما خاندان و دودمان یس هستیم. » 2
مفسرین خاصه و عامه در تفاسیرشان از ابن عباس آورده اند که: « آل یس آل محمد، علیهم السلام اند»; و یا «ما آل محمد آل یس هستیم .» 3
سفیان ثوری به حضرت صادق، علیه السلام، عرضه داشت: ای پسر رسول خدا، معنای کلام پروردگار عز و جل « یس » چیست؟ فرمود: نامی است از نام های پیامبر و معنایش، ای شنونده وحی است
السلام علیک یا باب الله و دیان دینه
« سلام بر تو ای باب خدا (وسیله ارتباط و ایصال خلق به حق) و دیان دین او (حاکم دین خدا) »
این سلام نیز، مانند سلام قبل وبسیاری از سلام های بعد، مشتمل بردو قسمت است و در آن به حضرتش به دو عنوان عرض سلام داریم: یکی به عنوان باب الله و دیگری به عنوان دیان دین الله.
عنوان اول که باب الله است عنوانی است که شاید روایات رسیده ازحضرات معصومین علیهم السلام در این زمینه به حد تواتر برسد که این خاندان باب الله اند؛
حضرت صادق علیهم السلام فرمود:
«الاوصیاء هم ابواب الله التی یؤتی منها و لولاهم ما عرف الله عزو جل و بهم احتج الله تبارک وتعالی علی خلقه ؛ جانشینان پیامبر همان ابواب الله اند، درهایی که از طریق آنهامی توان به حق رسید. اگر آنها نبودندهرآینه خدای - عزو جل - شناخته نمی شد. خدا به وسیله آنان بربندگانش احتجاج نموده است.»  4
حضرت باقر علیه السلام فرمود: «نحن حجة الله و باب الله ؛ مائیم حجت خدا و ماییم باب الله  » 5
در دعای ندبه نسبت به امام زمان علیهم السلام می خوانیم:
« أین باب الله الذی منه یؤتی؟ کجاست آن باب اللهی که از طریق او می توان به خدا رسید؟ »
باب الله یعنی چه؟ خاندان رسالت علیهم السلام ابواب الله هستند و امام زمان علیهم السلام باب الله است به چه معنی
 می باشد؟
باب یعنی در. در این تعبیر جنبه تشبیهی مورد نظر است والا معلوم است خدا در محلی قرار ندارد که دری داشته باشد تا این خاندان عنوان بابی و دری داشته باشند.
برای روشن شدن مطلب، مناسب است خصوصیات در را درنظربگیریم ؛
خانه ای را با در و دیوارتصور کنیم . باغی را با دری مجسم سازیم. نقش در، در این خانه و باغ چیست؟ از این در چه کاری برمی آید و این در، چه کاره است؟
نخستین جهتی که نسبت به درمورد توجه و نظر است جهت طریقی آن است یعنی هر کس می خواهد وارد خانه شود یا در باغ قدم بگذارد، راه صحیح و طریق مناسب آن وارد شدن از در است که اگر ازدیوار وارد شد ، کار نابجایی کرده وچه بسا به مقصد نرسد و آسیبی متوجه او گردد . عقل و شرع چنین کسی را مذمت می کند.
همان گونه که باب و در وسیله ارتباط است که هرکسی بخواهد به طور صحیح وارد خانه ای شود بایداز در وارد گردد یا بخواهد به شهری داخل شود باید از دروازه بیاید ، این خاندان هم باب و در هستند ; هرکسی می خواهد به خدا برسد و به مقام قرب حق نائل آید و بهره ای ازکمالات ربانی ببرد، باید از طریق این خاندان قدم بردارد و از این باب داخل شود بیاید وإلاّ به مقصد نرسیده خسته می ماند و چه بسا به پرتگاهی داخل شود و خسران و زیانی برای خود ودگران به بار آورد.
جهت دیگری که در بحث باب قابل توجه است این است که ؛ در ،عنوانی است برای احترام یا اهانت و سمبلی برای تجلیل یا تحقیر و نشانی برای اظهار محبت و دوستی یا عداوت ودشمنی.
گاهی انسان می خواهد به محضر شخص بزرگی شرفیاب شود و بوسه ای بر دست عالم ربانی بگذارد و ادای احترامی نسبت به شخصیتی داشته باشد ولی به دیدارخود او موفق نمی شود; می آید برآستان و در خانه او بوسه ای می زند ;به باب او ادای احترامی می نماید و ازآستان او تبرک می جوید .
خاندان رسالت علیهم السلام ابواب الله اند و امام زمان علیهم السلام باب الله .
اگر می خواهید به خدااحترام بگذارید ; بدرابتدا باید به این بزرگواران احترام و اظهار محبت کرد ؛
اینجاست که سر احادیث بسیاری که به این مضمون رسیده ودر زیارت جامعه هم می خوانیم روشن می شود که چرا « من والاکم فقد و الی الله و من عاداکم فقد عادی الله و من احبکم فقد احب الله و من ابغضکم فقد ابغض الله و من اعتصم بکم قد اعتصم بالله .» 6
ولایت و عداوت و دوستی ودشمنی اینان محبت و بغض حق متعال است . آخر باب الله هستند.همان طور که اگر به در خانه کسی نگاه غضب آلوده کنی به صاحب خانه نیز به تحقیق جسارت کرده ای.
هر چند عصر، عصر غیبت است، باب الله برای اهل الله مفتوح است.هر کسی از این در ، وارد شود ، به سعادت رسید و هر کس به دری دیگر رونمود - ولو به تصور این که چون عصر غیبت است و آن باب مسدود; پس... (!) - جز زیان و خسران برای خود و دگران چیزی عائدش نگردید.کیست که رو به سوی او کرد و درخانه باب الله را کوبید و در به رویش باز نشد؟ اگر از در صدایی نیامد ، اشکال از باب دل من است!
نکته دیگری که در مورد در قابل توجه است ، ارتباط و تناسبی است که میان در و آنچه در پس در است موجود است ؛
نوعا کم و کیف باب بیان گر وراء باب است ، کوچکی وبزرگی ، رفعت و عظمت یا پستی وحقارت و سایر خصوصیات درمی تواند معرف خانه و صاحب خانه باشد که اگر تناسبی نداشته باشدمی گویند این در به این خانه نمی خورد .
نقل شده است :
" کسی در خانه ای را دید بسیار با عظمت و رفعت. باتوجه به همین ارتباط و تناسب - که این در بزرگ و رفیع نشانه وجودشخصی کریم و گشاده دستی درپس این در و میان این خانه است - به طمع افتاد و مسألتی نمود ولی عطای کمی به او کردند . گفت: یا درتان راکوچک کنید یا بخششتان را متناسب با این در قرار دهید ."
آری، این خاندان باب الله اند. مقام بابی و منصب دری آنان باید با مقام ربوبی مناسبتی داشته باشد تا کسی نگوید این در به این خانه نمی خورد واین باب تناسبی با این بیت و صاحب این بیت ندارد . اینان باب هستند اماباب الله; در هستند اما دری که می خواهد وسیله ارتباط خلق با خالق باشد و بابی که مردم از آن به حق برسند و به مقام قرب او نائل آیند .
از آغاز عالم همه انبیای و اوصیای گرامی آنهاباب الله بودند . در هر عصر و زمانی خدا دری گشود و بابی برای هدایت ووصول خلق باز نمود تا آن که سرانجام مقام باب اللهی به وجودمقدس امام زمان رسیده است  که دیگر پس از او بابی نیست ؛ بلکه اکنون او تنها در وآخرین در عالم می باشند .
 
باب الله برای اهل الله باز است !
هر چند عصر، عصر غیبت است، باب الله برای اهل الله مفتوح است.هر کسی از این در ، وارد شود ، به سعادت رسید و هر کس به دری دیگر رونمود - ولو به تصور این که چون عصر غیبت است و آن باب مسدود; پس... (!) - جز زیان و خسران برای خود و دگران چیزی عائدش نگردید.کیست که رو به سوی او کرد و درخانه باب الله را کوبید و در به رویش باز نشد؟
اگر از در صدایی نیامد ، اشکال از باب دل من است !
بر او به عنوان باب اللهی سلام و درود می فرستیم  و مگر می شود باب الله مسدودباشد و پاسخ سلام را ندهد ؟!
اگر پاسخی نمی شنویم ، اشکال از باب دل خودمان است ، باب دل من مسدود است که آن باب را مسدود می نگرم. دریچه قلب من بسته است که آن در را بسته می بینم.
 
فرآوری : زهرا اجلال – گروه دین و اندیشه تبیان
________________________________________
پی نوشتها:
1. تفسیر برهان، ج 1، ص 19
2.  مطلع الانوار، ص 170
3.  عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 274
4. معانی الاخبار، 22; تفسیر برهان ج 4، ص 3
5. تفسیر ابوالفتوح ج 9، ص 338; تفسیر مجمع البیان ج 8، ص 456; ده قرائت، ص 451
6. تفسیر مجمع البیان ج 8 ، ص 457 ; تفسیر قرطبی ج 15 ، ص  119; تفسیر آلوسی ج 23، ص 142
________________________________________
منابع :
منتظران منجی
 برگرفته از کتاب « سلام بر پرچم افراشته، شرح سلامهای زیارت آل یاسین » با اندکی تصرف و تلخیص




برچسب ها : مطالب امام زمان(عج)  ,